ابزار وبمستر

وبلاگ رسمی رامین قلی زاده ارشد فلسفه دین،فلسفه،دین،تفکرات جدید، فیلم های فلسفی

نوشتن پروپوزال و انجام کارهای پایان نامه و نوشتن مقاله تایپ و ترجمه ی متون عمومی و بیشتر همه آنها در حوزه ی علوم انسانی با قیمت توافقی پذیرفته میشود. لطفا کامنتتون یادتان نزه

وبلاگ رسمی رامین قلی زاده ارشد فلسفه دین،فلسفه،دین،تفکرات جدید، فیلم های فلسفی

نوشتن پروپوزال و انجام کارهای پایان نامه و نوشتن مقاله تایپ و ترجمه ی متون عمومی و بیشتر همه آنها در حوزه ی علوم انسانی با قیمت توافقی پذیرفته میشود. لطفا کامنتتون یادتان نزه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تحلیل های دکتر رضا صولت» ثبت شده است

اردوغانیسم و داوود اوغلوئیسم در ترکیه

ram | سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۴۶ ب.ظ | ۰ نظر

کنار رفتن عبدالله گل و ارتقای اردوغان و داوود اوغلو صحنه آرایی جدیدی را در سپهر سیاسی ترکیه پدید آورده است.

رضا صولت

انتخابات برگزار شد و اردوغان با پراکندگی رایی شبیه انتخابات شهرداری های پیشین با کسب 51.8% آرا به عنوان رئیس جمهورجدید ترکیه جدید برگزیده شد. اکملا الدین احسان اوغلو  و صلاح الدین دمیرتاش نیز به ترتیب 38.4% و 9.8% آرا را به دست آوردند. به بیان دیگر در 55 استان اردوغان، در 15 استان احسان اوغلو و در 11 استان دمیرتاش  اکثریت رای ها را به خود اختصاص دادند. در شمارش آرای شهروندان ترک در 54 کشور جهان 62.63% ارا از آن اردوغان، 29.01 % آرا از آن احسان اوغلو و 8.35% آرا از آن دمیرتاش بود. از روز پنج‌شنبه ، با انجام مراسم سوگند ریاست‌جمهوری، رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر پیشین ترکیه، که پیروز نخستین انتخابات مستقیم ریاست‌جمهوری شده، بر این مسند نشست و جای او را در رهبری هیئت وزیران، احمد داووداغلو، وزیر خارجه پیشین گرفت. داووداغلو در یک سخنرانی برای اعضای حزب عدالت و توسعه در روز پنجم مرداد ماه گفت عضویت در اتحادیه اروپا از اهداف استراتژیک دولت او است و آنکارا قاطعانه این موضوع را دنبال می‌کند.

خبرگزاری رویترز نیز در پایان مرداد ماه گزارش داده بود که اردوغان، حل و فصل مسئله فتح‌الله گولن، از چهره‌های سرشناس مخالف دولت ترکیه که ساکن آمریکا است، روند صلح با کرد‌ها و نیز قانون اساسی جدید ترکیه را از اولویت‌های دولت داووداوغلو عنوان کرده است . تا همین اواخر، پیش بینی آینده نزدیک ترکیه برای هر کسی مبهم بود.زیرا  رایج ترین سوال کارشناسان

 این است که آیا اجرای مدل پوتین-مدودف بین رجب طیب اردوغان که کرسی ریاست جمهوری را بدست آورده و عبدالله گل محتمل است یا نه؟

. دیدگاه غالب این است که داود اوغلو تنها نقش یک «سرپرست» را بازی خواهد کرد.اما نگارنده معتقد است نقش  داوود اوغلو در سیاستهای داخلی و خارجی حتی فراتر از خود اردوغان است.چرا که رفتار عاقلانه  داوود اوغلو می تواند به عنوان وزنه توانمندی برای متعادل کردن تکروی های اردوغان باشد. با توجه به توازن موجود بین این دو چهره سیاست ترکیه، جانشینی به سبک مدل پوتین-مدودف منطقی به نظر نمی رسد. پس باید افزود داود اوغلو، اندیشه، شیوه آرام و سیاست هایی مترقی دارد و اردوغان کاریزما و جاذبه سیاسی.

اما برای کسانی که این دو را می شناسد و مهمتر از آن از مکانیزم درونی حزب عدالت و توسعه داووداوغلو  و اردوغان از اعضای موسس آن هستند اطلاع دارند، شانس به وقوع پیوستن مدل روسی

نزدیک به صفر است.پس اکنون با تغییرات صورت گرفته در این کشور و با حضور احمد داووداوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در پست نخست وزیری، منتقدان جدی حزب عدالت و توسعه اردوغان و یارانش را متهم کردند که آنها به دنبال «نوعثمانیزم» در سیاست هستند

داووداوغلو را ادامه دهنده راه رجب طیب اردوغان خواند و وی را زمینه ساز تغییر نظام این کشور از پارلمانی به جمهوری دانست. این در شرایطی است که احزاب اپوزیسیون این کشور معتقدند شرایط در دوران نخست وزیری داووداوغلو بدتر از گذشته خواهد شد. . با وجود این با جایگزین شدن داووداوغلو، اپوزیسیون این کشور به سرعت واکنش منفی نشان داد و حضور وی را در پست نخست وزیری یک «عقب گرد» قلمداد کردند. در این راستا حزب حرکت ملی ترکیه، که از آنها به عنوان ناسیونالیست های ترکیه یاد می شود حضور داووداوغلو را ورشکستگی کامل در عرصه سیاست خارجی و داخلی دانست و دولت باحچه لی، دبیر کل این حزب گفت که وی به راهی رفته است که هم اینک ترکیه در انزوای کامل به سر می برد. در حالی که پیش از بهار عربی این کشور توانسته بود با سیاست خارجی «به صفر رساندن مشکلات منطقه ای» با کشورهای منطقه ارتباط نزدیکی برقرار کند اما با شروع بهار عربی و تغییر سیاست این کشور، در انزوای کامل به سر می برد.با این که گفته می شود د داووداوغلو نفراتی را برای کابینه معرفی خواهد کرد که پل آمال اردوغان را از سیستم پارلمانی به سیستم جمهوری بسازد اما اساسا کابینه ای که داوود اوغلو معرفی کرده کابینه اقتصاد محور هست حتی  چه آن زمان که وی نقش مشاور اردوغان را داشت و چه زمانی که سکاندار سیاست خارجی این کشور شد. ، وی توانست با تئوری به صفر رساندن مشکلات همسایه گان، آنها را به سرمایه گذاری در ترکیه تشویق کند. گفته می شود که ثبات در رشد پنج درصدی سالیان اخیر ترکیه مرهون این نظریه بوده است.هدف اصلی نگارنده در این برسی مقاله هدف گذاری اردوغان و داود اوغلو و کنار گذاشتن عبدالله گل است.

بررسی و مرور سیاست خارجی ترکیه از بعد جنگ جهانی اول تاکنون یادآور تئوری معروف پالمرستون است که معتقد بود: «دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارند چرا که، منافع ملی دائمی وجود دارد». دستگاه دیپلماسی ترکها در طول تاریخ با هر نوع ماهیت حاکمیتی که داشتهاند به یک شکل عمل کرده اند و فقط ابزار و وسایل آنها با همدیگر متفاوت بوده است؛ این وضعیت نشأت گرفته از الزامات محیط داخلی و بازیگران بینالمللی است. اما در هر سه سبک حکومتی کمالیسم، اردوغانیسم و داوود اوغلویسم دو فاکت مشترک دیده میشود: الف): سوار شدن برموج جهانی بصورت مقطعی و تاکتیکی به منظور برآورده کردن استراتژیهای بلندمدت ترکیه. ب) استفاده از قدرت نرم و تئوری هوش سرشار تا با کمترین هزینه، بیشترین منافع را نصیب ترکیه کنند. در این راستا ترکها تلاش دارند تا با نوع سیاستی که آمریکا و اتحادیه اروپا در ارتباط با رویدادهای بین المللی اتخاذ میکنند، همخوانی ایجاد کنند تا ضمن جهت دادن به سیاست خارجی خود، منافع ملی خود را در پرتو بحرانهای بین المللی حداکثرسازی کنند. حاکمیت آنکارا در طول تاریخ همیشه با توجه به جامعه‌شناسی سیاسی ترکیه با تاکید بر ارزشهای جهانی و منافع ملی حرکت کرده است؛ چون خواستهها و منافع، صورت‌بندی اجتماعی آنها در همین راستا تعریف شده است.


بدین ترتیب حاکمیت ترکیه با هر نوع ماهیتی در طول تاریخ با یک انگاره ارتباطی بنام هوش سرشار و قدرت نرم حرکت کرده است؛ و عامل شتاب‌دهنده به دیپلماسی آنها بحران بوده است؛ بحران در ذات خود خلاء ایجاد میکنند؛ و آنکارا نیز همیشه به دنبال کشف ارتباط  بین منافع ملی خود و شکافهایی است که در طول بحرانها ایجاد میشوند تا از این رهگذر اهداف راهبردی خود را بعنوان یک بازیگر تصمیم‌ساز و تأثیرگذار پیگیری کنند.

اردوغان و داوود اوغلو که در طی چند سال اخیر در دیدگاههای اعلانی خود از تنش‌زدایی و استراتژی به صفر رساندن مشکلات با همسایگان طرفداری میکردند و به دنبال متوازن‌سازی در جهت‌گیری دیپلماسی ترکیه بودهاند؛ هم‌اکنون این تلاشهای چندساله را نادیده گرفته و سمت‌وسوی سیاست خارجی آنکارا را متناسب با غرب و ملاحظات آن تنظیم کردهاند.
این اقدامات سران حزب حاکم عدالت و توسعه، حتی سران دو حزب کمالیستی حاضر در پارلمان ترکیه را نیز حیرت‌زده کرده است. حتی «دولت باغچه لی» رهبر حزب ملی‌گرای حرکت ملی گفته است. «که اردوغان تا دیروز بشار اسد را دوست و برادر خود میخواند اما اکنون از پشت به وی خنجر زده و به عنوان شریک غرب در منطقه عمل میکند» در همین راستا کمال کلیچ اوغلو نیز درباره اقدامات حزب عدالت و توسعه اظهار شگفتی نموده است.

اقداماتی از این قبیل در جهت‌گیری سیاست خارجی ترکیه پدیده تازهای نیست بلکه در طول تاریخ سران حاکم با استفاده از استراتژی «دو گام به جلو و یک گام به عقب» حرکت کردهاند. در حقیقت گرایشهای ترکیه به سمت غرب که در نوع خود کمنظیر بود در سالهای اخیر با اقدامات حزب عدالت و توسعه ابعاد رئالیستی پیدا کرده و حتی ریشهدارتر نیز شده است. اما به نظر نگارنده عامل غیرقابل پیش‌بینی در سیاست خارجی ترکیه سوءظنی است که ساخت سیاسی این کشور نسبت به غرب و کشورهای خاورمیانه دارد که باعث میشود که ترکها با نظام بینالملل محافظه‌کارانه برخورد کنند.

اما همانطور که گفته شد استفاده از ابزارها و قدرت نرم فاکتور مشترکی بین حاکمیت آنکارا با هرنوع ماهیتی از لحاظ شیوه حکومتی میباشد. به نظر میرسد در این بین یکی از دلایلی که آمریکا و اروپا نیز به ترکیه نزدیک میشوند قدرت جاذبه آنکارا میباشد؛ چرا که غرب معتقد است که ترکها بر بسیاری از کشورهای خاورمیانه اثرگذار هستند.

در همین راستا نیز ترکیه با استفاده از این اهرم برای اثرگذاری بر دیگران برای بدست آوردن پیامدهای مطلوب منافع ملی خود حرکت میکنند. اما سنت سیاست خارجی آنکارا نشان داده است که قدرت نرم آنها تا حدود زیادی متناسب با فرهنگی است که غرب تعریف میکند. در واقع قدرت نرم ترکیه رهیافتی است که نیاز به همراهی و همکاری با آمریکا و اروپا دارد. در این میان نیز غرب هم به واسطه موقعیت ژئواستراتژیکی ترکیه به آنها نیازمند است. بنابراین ارتباطات شبکهای گستردهای بین منافع و ارزشهای غرب با آنکارا وجود دارد که باعث میشود ارتباطات و اهداف هر دو طرف را پوشش دهد. مخصوصاً اینکه در حال حاضر آمریکا و اروپا درگیر مشکلات داخلی هستند و بسیاری از مسئولیتهای خود در خاورمیانه را به ترکها واگذار کردهاند. نتیجه اینکه تغییر استراتژی به صفر رساندن مشکلات این بوده است که سران حزب عدالت و توسعه با تکیه بر عصر جهانیشدن اطلاعات، علی‌رغم ورود به مناقشات منطقه‌ای؛ سیاست سنتی نگرش به غرب را ریشه‌دارتر نیز کرده است. هرچند به نظر نگارنده دلیل این مسئله را باید در ماهیت جامعه‌شناسی سیاسی و ساخت حاکمیتی ترکیه جستجو  کرد. و ساختار تک ـ چند قطبی نظام بین‌الملل و موقعیت ژئواستراتژیک ترکها در منطقه پر تنش خاورمیانه به آنکارا امکان لازم را میدهد که در جهت خواستههای خود از غرب از کارت بحران به عنوان یک عامل شتاب‌دهنده استفاده کنند.بنابراین اردوغان نمی تواند بخاطر محیط سیاسی ترکیه تکروی کند. از طرفی  نتیجه حذف عبدالله گل یک پیام مهم برای اردوغان دارد که اگر عبدالله گل  تصمیم بگیرد قدرتمندترین رقیب اردوغان شود، این اتفاق خواهد افتاداردوغان به خوبی می داند که این عبدالله گل بود که "جنبش نوسازی" را علیه نجم الدین اربکان، چهره قدرتمند اسلامگرای آن دوران رهبری کرد و اردوغان بخاطر اجتناب از خیانت به اربکان از این جنبش فاصله گرفته بودولی پس از شرکت اردوغان این جنبش قدرتمند تر شد. مساله دیگر نتیجه انتخابات بود 

 که اردوغان به قدرت رسید چنانچه مدت ها  است در سخن و عمل نشان داده  به ویژه با توجه به سخنان معروفش در هنگام  اعلام پیروزی انتخابات شهرداری ها در بالکن منزلش وی هیچ گونه انعطافی در برابر اپوزیسیون نخواهد داشت. ترس اپوزیسیون نیز بیشتر از تحدید آزادی ها و مشارکت های اجتماعی و سیاسی است. از سوی دیگر مساله ی  رهبری حزب عدالت و توسعه است. در صورتی که ترکیه نیز مدل مدودف پوتین را پیاده کند آینده پیش بینی شونده برای حزب مثبت است در غیر این صورت امکان انشعاب در حزب به ویژه در دوره ریاست جمهوری اردوغان زیاد است. بیش از آنکه حزب عدالت و توسعه در سطوح عالی از یک انسجام و ساختار حزبی برخوردار باشد پیرامون اردوغان متمرکز بوده است و بسیاری از صاحب نظران معتقدند با نبود وی در راس این حزب، حزب از هم خواهد پاشید. این در حالی است که به نظر نمی رسد اردوغان بخواهد به هر گونه تفرقه و انشعابی در حزب عدالت و توسعه حتی در دوران ریاست جمهوری اش اجازه دهد.پس بار دیگر نویسنده تکرار میکند که حزب عدالت وتوسعه در هر انتخاباتی پیروز خواهد شد مگر ایتکه اتفاقی مانند حزب سعادت برای حزب عدالت و توسعه اتفاق نیفتد و حزب از درون دچار انشعاب نگردد و این مشروط به این است که اردوغان بار دیگر نقش عبدالله گل را پررنگ تر نماید .

  • ram