ابزار وبمستر

وبلاگ رسمی رامین قلی زاده ارشد فلسفه دین،فلسفه،دین،تفکرات جدید، فیلم های فلسفی

نوشتن پروپوزال و انجام کارهای پایان نامه و نوشتن مقاله تایپ و ترجمه ی متون عمومی و بیشتر همه آنها در حوزه ی علوم انسانی با قیمت توافقی پذیرفته میشود. لطفا کامنتتون یادتان نزه

وبلاگ رسمی رامین قلی زاده ارشد فلسفه دین،فلسفه،دین،تفکرات جدید، فیلم های فلسفی

نوشتن پروپوزال و انجام کارهای پایان نامه و نوشتن مقاله تایپ و ترجمه ی متون عمومی و بیشتر همه آنها در حوزه ی علوم انسانی با قیمت توافقی پذیرفته میشود. لطفا کامنتتون یادتان نزه

۴ مطلب با موضوع «گفتگوی چندجانبه و انلاین باپروفسورها (آرش نراقی و یاسر میردامادی و سروش و حسین دباغ» ثبت شده است

متن ایمیل اینجانب به پرفسور ریموند واناراگون پیرامون بجث شناخت شناسی و شناخت خود و قضاوت
 

Dear Dr VanArragon`

That day that I can`t answer your mail, I was thinking hard about that subject.

I reached the conclusion that:

I know that the sense of the divine is in me, but I can’t know that this sense is authentic or no. And I knew that the “myself “is only thing that I can know that and I can judge that and I can decision about that.

Everything that is outside me except ‘myself ‘.I can’t know those well. Because usually my judgment (or the judgment of man, about the things outside himself) is not compatible with the reality outside myself. So:

 

I can have perfect knowing about myself and I can’t   and have that knowing about outside of myself and knowing that way always is with mistake. Some things are beyond our scope of understanding (God …).

I don’t know I wrote well or not .But I hope transferred my ideas to you well. And I want you to help me to know my problems.

 Thank you for the time spent reading it.

All the best

.Ramin Gholizade

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۰۷ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۱۸
  • ram

 

 

غزالی بزرگ درآراء  و اندیشه یک دانشجو و بزرگان

 

بنده درفیس بوک با دکتر آرش نراقی - دکتر یاسر میردامادی-دکترسروش دباغو دکترحسین دباغ درمورد

غزالی و سایر مسایل مربوط به فلسفه و سایر مسایل مرتبط به فلسف گفتگو میکنم که میخواهم متن گفتگوی و جواب آنها را در اینجا بیاورم البته دکتر سروش دباغ و دکتر آرش نراقی جئاب سوال را داده اند .

ولی هنوز دکتر یاسر میردامادی و دکتر حسین دباغ جواب نداده اند چون سوال را تازه فرستاده ام.

 

 متن سوال واحد است و از همه ی این چهار دکتر بزرگوار یک سوال را پرسیده ام و میتوانید سوال و جواب ها را در ادامه ی مطالب دنبال کنید.

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۰۳ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۱۲
  • ram

رامین قلی زاده Some points from the translator…

قبل از ترجمه نکاتی چند از مترجم  : 1. دکتر ریموند ون آراگون شاگرد اساتید بزرگی همچون آلوین پلانتینگا می باشند که با دکتر جیمز کلارک و مایکل پترسون کتاب هایی نوشتندو و به گفته خود چلانتینگا،ون آراگون یکی از بهترین شاگردانش بوده است. 2 در هر ترجمه خطاهایی وجود دارد و این ترجمه نیز مصون از خطا نیست اگر خطاهایش را گوش زد بکنید ممنون میشوم ایمیل من ramingholizade@yahoo.com

 

زندگی یک فیلسوف در ایالات متحده

ریموند جی. ون آراگون

دانشگاه بتل

 

در این مقاله کوتاه میگویم که  چگونه در ایالات متحده دانشگاه بتل علاقه مند تدریس فلسفه و آموزش شدم باید گفت که من یک شخص مذهبی هستم و عقایدهای مذهبی دارم که همیشه برایم مهم بودند.

بسیاری از کارهای من حیث یک دانشمند در مورد علم و فلسفه دین بود بعضی از آن سوالات مخصوص دین مسیحی میباشد

در ایالات متحده تقریبا 50 سال قبل بسیاری از دانشمندان خودرا بیشتر با سولات دینی یا مذهبی بستگی نمیدانند آنها مذهب یا دین بی معنی را مطرح کردند که شایسته بازتاب فلسفی نبود نشریه های مذهبی که در سنین و اوسط تاریخ فلسفه اصلی هستند بطور مثال: ما دانمشندان اسلامی مانند فارابی، وابن سینا، و فیلسوفان مسیحی چون آنسلم، آکوییناس را در انجام وظیفه برای ذات یگانه پردرخشش می بینیم،  اما 50 سال قبل در ایالات متحده بسیاری از فیلسوفان در مورد موضوعات که مهم نبودند استدلال کردند و بنابر این فسلفه دین که سطح چشم گیر از تحقیق با نظم نبود تغیراتش تقریبا 50 سال قبل آغاز گردید هنگام  که بعضی از فیلسوفان با استعداد جوان شروع به کار فلسفه دین کرده اند و دوباره سوالات مذهبی را در مرکز بحث فلسفی امریکا ارایه کردند آن فیلسوفان شامل الوین پلانتیگا، ویلیام آلستون، نیکولاس ولتراستورف،  اله نور استامپ  و بر علاوه بسیاری دیگر برای کار آنها . وقتی که در دانشکاه رشته فلسفی در سال 1991 رفته ام قادر بتوجه و تمرکز بر فلسفه دین و رابطه آن با معرفت شناسی شدم،

آیا میتوان به یگانگی خداوند اعتقاد کرد؟

آیا میتوانیم موجودیت خداوند را در محیط زیان آور و درد رنج احساس کرد؟

یک شانس خوب برایم بود که همینگونه کار مهم را در این مقاله ها توسط فیلسوفان انجام بدهم

فقط مطرح کردم و قادر به تحقیق بعضی از آنها شدم و phd  را در فسلفه گرفتم و بعد از گرفتن (دکتری)phd  در یکی از دانشگاهها کار تدریس گرفتم. نخست در دانشگاه ایسبوری در ایالات کنتاکی و بعدا در دانشگاه که در ایالات مینسوتا است.

 من حالا در مورد دانشگاه بتل  برایتان خواهم گفت ممکن است از دانشگاه های ایران متفاوت باشد دانشگاه بتل یک دانشگاه مسیحی است بسیاری از دانشگاه های ایالات متحده مسیحی نیستند آنها وابسته به مذهب نیستند اما تعداد کمشان مسیحی هستند.

اگر شما به دانشگاه های مسیحی تدریس کنید نا گزیر هستید خودرا مسیحی بسازید این یکی از روش های دانشگاه بتل است، دانشجویان دانشگاه بتل تعداد بیشتر شان مسیحی هستند.

گرچه آنجا مجبور نیستند آنها میدانند که توسط پروفیسور های مسیحی تدریس میشوند بنا بر این بخشی زیادی از دانشجویان که مسیحی نیستند احتمالا به اینجا نیایند.

دانشکده فلسفه دانشگاه بتل 6 عضو دارد ما آموزش های مختلفی را تدریس میکنیم اصول اخلاق، دانش شناسی، طبیعت شناسی، فلسفه ی علم         ( ساینس) و آموزه های فلسفی تاریخ نیز تدریس مینمایم یکی از همکاران من فلسفه اسلام که وابسته به قرون وسطی است تدریس میکند.

 

 ما دانشجویان زیادی داریم که فلسفه را واقعا دوست دارند، اما نه مثل بعضی ها .مشکل اینجاست که دانشجویان بیشترین تمرکز شان روی فلسفه است. آنها بعد از فارغ التحصل شدن شاید کار هم نتوانند بگیرند.

شاید شما بدانید که ایالات متحده آمریکا اخیرا تجربیات سخت اقتصادی داشته گر چه تعدادی زیادی از مردم کار می کنند. و بسیاری از دانشجویان بعضی اوقات در مورد اینکه آموزش یا یاد گیری فلسفه سودمند است یا اینکه چگونه یک کاری انجام دهند (کارعملی یا تجاری)و کم تر در مورد هستی یا وجود انسانها سوالهای بزرگ بپرسند و تعمق کنند علاقه نشان میدهند.

به این دلیل در واقع  آنها نمیخواهند فلسفه بخوانند اما بیشتر به مضامین مانند تجارت یا اقتصاد علاقه دارند.

با این حال، فلسفه هرگز نمی میرد! سوالهایکه دانشمندان میپرسند سوالهای هستند که به فکر بسیاری از مردم خطور میکنند و جستجوی جوابها یکی از بخش های خوب زندگی برای آنهاست، پس ما بسیاری از شاگردان را آموزش میدهیم و ما میاموزیم بحث مینمایم و ما در بصورت دوستانه با همدیگر مخالفت مینمایم و ما امیدواریم که این کار را سالهای سال در دانشگاه بتل دنبال کنیم!!!

رامین قلی زاده -09100560571 ارشد فلسفه دین

  • ram

منتظرنظراتتان هستیم.

The Life of a Philosopher in the United States

Ta-ranslator: Ramin Qolizade

 دکتر ریموند واناراگون

Raymond J. VanArragon

Bethel University

 

In this short essay, I will explain a little bit about what learning and teaching philosophy has been like for me, in the United States, at Bethel University.

 

I should start by saying that I am a religious person (a Christian), and religious issues have always been very important to me.  Much of my work as a philosopher has been on questions in philosophy of religion – some of those questions being specific to the Christian religion, but many being of interest to members of other religious groups, too.

 

In the United States around 50 years ago, most philosophers did not concern themselves too much with questions about religion.  They considered religion to be nonsense and not worthy of serious philosophical reflection.  Religious issues are of course central to the HISTORY of philosophy—in the Middle Ages, for example, we see Islamic philosophers like Alfarabi and Avicenna and Christian philosophers like Anselm and Aquinas doing brilliant work on the nature of God and our relation to God.  But in the United States 50 years ago most philosophers thought those topics were not important, and so philosophy of religion was not a prominent area of study in the discipline.

 

Things started to change about 50 years ago when some excellent young philosophers began working in philosophy of religion and putting religious questions back into the center of American philosophical discussion.  Those philosophers included Alvin Plantinga, William Alston, Nicholas Wolterstorff, Eleonore Stump, and many more besides.  Because of their work, when I went to college to study philosophy in 1991, I was able to focus on philosophy of religion and its connection with epistemology.  Some of the questions I wanted to answer were:  is it rational to believe in God?  Can belief in God be justified?  Can we make sense of God’s existence in light of all the evil and suffering in the world?  It was good fortune for me that such important work had been done on these topics by the philosophers I just mentioned, and I was able to study with some of them as I went on to earn my PhD in philosophy.

 

After I earned my PhD, I got a job teaching philosophy at a university—first at Asbury College, in the state of Kentucky, and then at Bethel University, which is in St. Paul, Minnesota. I will now tell you about Bethel University, because it may be different from universities in Iran.

 

Bethel University is a Christian university.  Most universities in the United States are not Christian – they have no religious affiliation – but quite a few are Christian.  Usually (but not always), if you are to teach at a Christian university you have to be Christian yourself.  That is the way things are at Bethel.  Students who come to Bethel are also typically Christian, though they do not have to be.  They do understand though that they are going to be taught by professors who are Christian, so, for the most part, students who are not Christian would probably not want to come here.

 

The philosophy department at Bethel University has six members, and we teach a variety of courses on ethics, epistemology, metaphysics, and philosophy of science.  We also teach courses in the history of philosophy, and one of my colleagues teaches a course on medieval Islamic philosophy. 

 

We do have many students who really like philosophy, but not as many as we used to have.  The problem is that students are afraid that if they major in philosophy (that is, take most of their courses in philosophy) they might not be able to get a job when they graduate.  As you may know, the United States has experienced some economic hardships recently (though many people are still very wealthy), and so students sometimes think that education should be more about learning how to do a job and less about pondering the big questions of human existence.  So they do not want to study philosophy, but are more interested in subjects like business and economics.

 

Still, philosophy will never die.  The questions that philosophers ask are questions that occur to many people, and seeking answers to them is part of living the good life.  So we still teach plenty of students, and we learn, we debate, and we disagree with each other in a friendly way.  And we hope to continue doing this at Bethel University for many years to come.

Professor and Chair

Philosophy Department

Bethel University

  • ram